روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

76

شرح شطحيات ( فارسى )

آدم انداز ، بر بام هفتم فلك جبروت و ملكوت برشو ، تا در بزم چون عطارد كدخداى ملك اتّحاد شوى ، تا كى از خاكدان حدثان ؟ هان كه سيمرغ ازل منتظر دانهء جان شده است . كلمهء كبريا بقهر استوا از تارك عرش برباى . دامن سبحات تجلّى از ميدان كرسى برگير ، تا بىكون عشق با تو بماند . زادگان مادر كون بكون بازده ، كه در عين فردانيت توحيد بىتو بماند . اگر سست شوى ، از يگانگى در عشق رعنا شوى . خاقانيان چين را بر در خرگاه حسن چليپاپرست شوى . اى مسيح ! كيستى تو ؟ از دلق رنگين و حسب ننگين چرا در طبع چهارم با سوزن طبيعت ماندى ؟ برگذار از صحن افلاك ، كه مريد « لا أحصى ثناء » بىتو شراب يكتايى نمىخورد . 31 فصل فى شطح ابراهيم بن أدهم رضى اللّه عنه ( 123 ) امّا شطحيّات ابراهيم بن أدهم - رحمة اللّه عليه - گفتنش كه « اگر لحظه‌ئى دل بدست آوردم ، از فتح روم دوست‌تر دارم . » ( 124 ) قال : چونست كه فتح روم حظ همه است ، و او « 17 » در خود است ؟ آرى اگر جان بدست آيد ، جان جان بدست آيد . جان همرنگ جانان شود . به يك‌دم وى هر چه در دهر منكرى است ، مسلمان شود . برو ( غزو ) روم ظاهر واجب نبود ، ليكن قيصر نفس در روم طبيعت كشتن برو واجب بود . غزاة كاردانان ملك كون بوده‌اند ، « 21 » پاسبانان شريعت از

--> ( 17 ) و او M : و او را S ( 21 ) بوده‌اند : بود S